سه راه شهادت
شهادت وصیت دل نوشته
چرا ؟؟؟؟؟؟ چون وقتی داستان شهیدا رو میخونم که به برخی افراد که مشکل داشتن هرچند خیلی گناهکار بودن کمک کردن .........وقتی میبینم در بدترین شرایط و مشکلاتم هیچوقت اونا رو حس نکردم شرمنده میشم ................. آره واقعا شرمندگی داره که یکی مثل من اینقدر دم از شهدا بزنه و ازشون تعریف کنه اما حتی یکبار هم از نزدیک اونا رو حس نکرده باشه ...... گاهی اونقدر بلند صداشونم زدم و جوابم رو ندادن که میگم مگه چیکار کردم که اینجوری ازم فراری اند ............ گفتم توی وبلاگم صداشون بزنم ................شاااااااااااااااااااااااید جوابم دهند!!!! شهادت انواع گوناگون دارد . گاهي شهيدان خط دوست حتي يك خال برنمي دارند . گاه شهادت يعني به شهادت نرسيدن . گاه شهادت يك زندگي فجيع است . شهيداني هستند كه از صبح تا شب بدنبال يك ليوان خنجر مي دوند و هرگز به فيض نور نمي رسند . شهيداني هستند كه شمشيرها از گردنهاي افراخته آنان مي گريزند . شهيداني هستند كه بدنبال يك گلوله احتمالي تمام كربلاي پنج را زيرورو كردند . شهيداني هستند كه طناب دار از ديدن آنان مي لرزد . مرداني كه مرگ براي آنان تا كمر خم مي شود . شهيداني كه هشتاد سال در خون خود غلتيدند و هلال احمر شهادت ، شربتي را به گلوي شوقشان نريخت . شهيداني هستند كه روزي صدبار به شمشيرها تنه مي زنند . بلكه جنگ مشيت مغلوب شود و كسي قناري قلبشان را از قفس سينه بربايد . در جبهه بين اشك و لبخند فاصله اي نيست . درجبهه از كنفرانس خلع سلاح خبري نيست . از تفسير تايمز و نيوزويك خبري نيست . آنجا از فشار فيزيكي و خشم شيميايي نمي ترسند . درجبهه صلح يعني بازگشت به بستان . بازگشت به سالهاي اطراف هويزه. در جبهه لحظه ها فرق مي كند ....... شمارش معكوس است. درجبهه لودرها تاريخ را زيرورو مي كنند . در جبهه جسمانيت نيست همه جا رداي روحانيت پهن است با سفره اي از نان و پنير و مفاتيح .....![]()







